تبليغاتX
Close Up
بيست و هفتمين دوره جشنواره فيلم فجر
 
11فيلمبردار با 22 فيلم به جشنواره فجر مي‌آيند
 
 
 

به گزارش مهر ، سومين بخش از مرور پرکارترين‌هاي جشنواره بيست و هفتم فجر به عوامل فني فيلم‌هاي ايراني اختصاص دارد که احتمالاً در اين رويداد سينمايي حضور دارند.

مديران فيلمبرداري، تدوينگران و آهنگسازان سه گروه از متخصصان هنري هستند که اين مطلب به فعاليت‌هاي آنها در جشنواره فجر مي‌پردازد. در اين ميان برخي از حرفه‌اي‌ها نيز هستند که تنها با يک کار شاخص و برجسته حضور خود را تداوم بخشيده و برخي هم يا بر حسب تصادف يا رونق هنرشان حضوري کمّي پربار داشته‌اند.

مديران فيلمبرداري

در ميان مديران فيلمبرداري حرفه‌اي و جوان که در جشنواره فجر امسال حضور دارند يازده فيلمبردار با دو فيلم به رقابت مي‌پردازند. نکته قابل ذکر اينکه برخي فيلمبرداران برجسته تنها با يک فيلم در جشنواره بيست و هفتم حضور دارند.

حميد خضوعي ابيانه با "ملک سليمان"، اصغر رفيعي‌جم با "وقتي همه خوابيم"، داريوش عياري با "صداها"، بهرام بدخشاني با "ترديد"، محمدرضا سکوت با "پاداش"، تورج منصوري با "اخراجي‌ها 2"، حسين ملکي با "پاتو زمين نذار" و علي لقماني با "عيار 14" به جشنواره مي‌آيند.

عليرضا زرين‌دست فيلمبردار برجسته و پيشکسوت سينماي ايران با "سوپراستار" ميلاني و "بي‌پولي" نعمت‌الله، محمود کلاري فيلمبردار صاحب سبک با "هفت و پنج دقيقه" عسگرپور و "امشب شب مهتابه" کريمي و حسين جعفريان فيلمبردار برجسته سينماي اجتماعي و برگزيده جشنواره پارسال با "حيران"عارف‌پور و "درباره الي" فرهادي از پرکاران جشنواره امسال هستند.

فرج‌الله حيدري با "زادبوم" داودي و "سايه وحشت" اسدي، مرتضي پورصمدي با "دوزخ، برزخ، بهشت" ميرباقري و  "شبانه‌روز" بنکدار و عليمحمدي، نادر معصومي با "پاي پياده" حسن‌پور و "کودک و فرشته" نقاش‌زاده و محمد آلادپوش با "يک وجب از آسمان" وزيريان و "پوسته" آل احمد در جشنواره بيست و هفتم حضور دارند.

حسن پويا با "مي‌زاک" ليالستاني و "خروس جنگي" اطيابي و حسن کريمي با "کتاب قانون" ميري و "دلخون" رحماني از فيلمبرداران با سابقه سينما هستند. در اين ميان دو فيلمبردار جوان نيز هر يک با دو فيلم وارد عرصه رقابت پرکاران شده‌اند. مسعود سلامي فيلمبردار جوان "آن جا" با "بيست" کاهاني و "آن سوي رودخانه" احمدي مطلق و هومن بهمنش فيلمبردار خوش‌آتيه "آن سه" با "طاووس‌هاي بي‌پر" مزدآبادي و "صندلي خالي" استرکي به جشنواره امسال مي‌آيند.

تدوينگران

در فهرست تدوينگران پرکار جشنواره بيست و هفتم فجر يک تدوينگر با چهار فيلم صدرنشين، يک تدوينگر زن با سه فيلم در رده دوم و شش تدوينگر حرفه‌اي و جوان با دو فيلم در رده بعد قرار گرفته‌اند.

يک فيلمي‌ها نيز در انتهاي اين فهرست جاي دارند که از آن جمله مي‌توان به مصطفي خرقه‌پوش با "صداها"، هايده صفي‌ياري با "درباره الي"، نازنين مفخم با "آن سوي رودخانه"، مهدي حسيني‌وند با "بيرون آوردن مردگان"، سهراب ميرسپاسي با "کريستال"  و کاوه ايماني با "چشمک" به جشنواره مي‌آيند.

حسن ايوبي با "به کبودي ياس" اردکاني، "امشب شب مهتابه" کريمي، "شکارچي روباه" جوانمرد و "خروس جنگي" اطيابي در صدر فهرست پرکارها قرار دارد. مستانه مهاجر نيز با تدوين سه فيلم "سوپراستار" ميلاني، "حيران" عارف‌پور و "دلخون"‌ جزو پرکاران جشنواره بيست و هفتم هستند. 

محمدرضا موئيني با "ملک سليمان" بحراني و "کودک و فرشته"، بهرام دهقاني با "زادبوم" و "يک وجب از آسمان" و حسن حسندوست تدوينگر برگزيده جشنواره پارسال نيز با "بي‌پولي" و "پستچي سه بار در نمي‌زند" فتحي از تدوينگران صاحب‌نام و پرکار امسال هستند.

سپيده عبدالوهاب تدوينگر جوان با "وقتي همه خوابيم" بيضايي و "مي‌زاک"، سعيد شاهسواري با "دوزخ، برزخ، بهشت" و "پاي پياده" و سهراب خسروي با "طاووس‌هاي بي‌پر" و‌ "پوسته" به جشنواره فجر مي‌آيند. 

آهنگسازان

در صدر اين فهرست دو آهنگساز با تجربه با سه فيلم حضور دارند. سه آهنگساز جوان و پيشکسوت نيز با دو فيلم در رده بعدي فهرست پرکاران جشنواره بيست و هفتم فيلم فجر حضور دارند. ضمن اشاره به اين نکته که حسين عليزاده آهنگساز برگزيده جشنواره بيست و ششم فجر امسال فيلمي ندارد.

در جشنواره بيست و هفتم آهنگسازاني شناخته شده با يک فيلم حضور دارند از جمله کامبيز روشن‌روان با "به کبودي ياس"، فردين خلعتبري با "پستچي سه بار در نمي‌زند"، آريا عظيمي‌نژاد با "آن سوي رودخانه"، پيمان يزدانيان با "پاداش"، کيوان جهانشاهي با "دوزخ، برزخ، بهشت"، سهراب پورناظري با "بي‌پولي"،‌ احسان خواجه‌اميري با "امشب شب مهتابه"، امير توسلي با "اخراجي‌ها 2"، بهنام ابطحي با "بيرون آوردن مردگان".

کارن همايونفر با آهنگسازي "زادبوم"، "کودک و فرشته" و "سايه وحشت" و عليرضا کهن‌ديري با "حيران"، "هفت و پنج دقيقه" و "پوسته" در صدر فهرست آهنگسازان پرکار جشنواره بيست و هفتم جاي دارند. در رده دوم نيز دو فيلمي‌ها قرار دارند.

محمدرضا درويشي با "وقتي همه خوابيم" و "مي‌زاک"، ناصر چشم‌آذر با "سوپراستار" و "شکارچي روباه"، سعيد شهرام با "پاي پياده" و "دلخون" و امير واجدسميعي با "صداها" و "بيست" به فهرست پرکاران موسيقي پايان مي‌دهند.

 

به گزارش مهر، اين روزها 25 فيلم سينمايي در پنج لابراتوار و استوديو سينمايي مراحل نهايي توليد را سپري مي‌کنند تا براي نمايش در جشنواره فجر آماده شوند. سخنان مديران اين استوديو‌ها نشان از آن دارد که امسال از بي‌نظمي و شلوغي معمول حاکم بر استوديوها در فاصله يکماه مانده به جشنواره خبري نيست و مراحل نهايي توليد فيلم‌ها به آرامي جريان دارد.

استوديو عروج فيلم که در آستانه جشنواره با حضور پرتعداد سينماگران مواجه مي‌شود اين روزها محل تدوين و صداگذاري سه فيلم است. حميدرضا عليخاني مدير فني و پشتيباني استوديو در اين باره گفت: کار توليد پروژه "صداها" فرزاد موتمن پايان يافته، "عيار 14" پرويز شهبازي مراحل پاياني صداگذاري را سپري مي‌کند و "ترديد" واروژ کريم‌مسيحي در حال صداگذاري است.

وي با اشاره به اينکه سيستم‌هاي صداگذاري و تدوين نسبت به دو سه سال قبل تغيير کرده، تاکيد کرد امسال مشکل فني در انجام کارهاي مربوط به امور فني فيلم‌ها وجود ندارد. 10 فيلم سينمايي هم مرحله قطع نگاتيو و چاپ را در لابراتوار فيلمساز پشت سر گذاشته‌اند.

"عيار 14"، "به کبودي ياس" جواد اردکاني، "اخراجي‌ها 2" مسعود ده‌نمکي، "امشب شب مهتابه" محمدهادي کريمي، "سيم آخر" مهدي کرمپور، "بيست" عبدالرضا کاهاني، "مقلد شيطان" افشين صادقي، "حيران" شاليزه عارفپور،‌ "دوزخ، برزخ، بهشت" بيژن ميرباقري و "آناهيتا" عزيزالله حميدنژاد فيلم‌هايي هستند که بخشي از مراحل فني آنها در فيلمساز انجام شده است.

دو فيلم مهم جشنواره بيست و هفتم در استوديو بديع مرحله قطع نگاتيو و تدوين را پشت سر مي‌گذارند. حسين شمسي مدير توليد استوديو در اين باره گفت: "وقتي همه خوابيم" بهرام بيضايي در مرحله قطع نگاتيو و "ترديد" در مرحله تدوين است. قطع نگاتيو "زادبوم" به تازگي آغاز شده و کار جلوه‌هاي ويژه "بازي خطرناک" حسن هدايت پايان يافته و فيلم به ما تحويل داده شده است.

کار صداگذاري هفت فيلم نيز در تک فيلم پارس به مديريت محمود سماکباشي انجام شده است. وي در اين باره به مهر گفت: "وقتي همه خوابيم" را حسين ابوالصدق و "پستچي سه بار در نمي‌زند" را فرامرز ابوالصدق صداگذاري مي‌کنند و کار صداگذاري "فرزند صبح" نيز در حال انجام است. براي تکميل کار فيلم جديد بهروز افخمي منتظر پايان دوبله هستيم.

سماکباشي ادامه داد: "نخلستان صابر" به کارگرداني سيامک شايقي، "سوپراستار" تهمينه ميلاني، "محافظ" محمدجواد کاسه‌ساز و "يک وجب از آسمان" علي وزيريان فيلم‌هايي هستند که فرامرز ابوالصدق صداگذاري آنها را به پايان رسانده است. امسال در روند انجام کارهاي فني فيلم‌ها مانعي وجود ندارد و فيلم‌ها مسير طبيعي خود را طي مي‌کنند.

در استوديو کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان نيز سه فيلم "ماه‌بانو" ليلا ميرهادي ، "کلانتري غير انتفاعي" يدالله صمدي و "پاي پياده" بيژن شکردوست مراحل تدوين و صداگذاري را طي مي‌کنند

 
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 20:31  توسط سحر | 

 

درود بر شما بینندگان و همراهان همیشگی Close Up  .

به اطلاع تمامی شما عزیزان میرسانیم ، تلویزیون اندیشه

در ایران و اروپا تا اطلاع ثانوی پخش نخواهد شد .

همچنین پخش برنامه های این شبکه در ایالات متحده نیز به صورت موقت بوده و وضعیت مشخصی ندارد

...

اما برنامه Close Up فعلا در امریکا به صورت بازپخش برنامه های گذشته بروی آنتن است

تا وضعیت تلویزیون اندیشه مشخص گردد و برنامه ها به روال همیشگی خود بازگردند و

close up نیز با سری جدید خود در خدمت شما هموطنان و سینما دوستان عزیز ایرانی باشد.

تا درودی دیگر بدرود...

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 11:11  توسط امیر قربانی | 

 

آرامش در میان مردگان

برنامه این هفته Close Up به بررسی فیلم آرامش در میان مردگان اختصاص خواهد داشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 15:30  توسط امیر قربانی | 

 

قرنطینه

 

  نیوشا ضیغمی در نمایی از فیلم قرنطینه

 

به کارگردانی

منوچهر هادی

 

 

 

 

 

کارگردان:  منوچهر هادی

بازيگران: حميد گودرزي، نيوشا ضيغمي، رضا عطاران، رضا رويگري، خاطره حاتمي، سجاد قراگزلو و شهره سلطاني و با حضور افسانه بايگان، ديگر بازيگران: ايمان صفا، سيروس اسنقي، بهشاد شريفيان، شيرين ايزدي، مونيا جمالپور، رضا سخايي، هيلدا خسروي، عليرضا اسدي، سارا زرين‌كفش، سمن كمالي، مهناز رضازاده، بهاره قاضي، سميرا رضازاده

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فیلمنامه: منوچهر هادي، سعيد دولتخاني
مدير توليد و تهيه‌كننده: محمد نشاط
مشاور كارگردان و تدوين: بهروز افخمي
مدير فيلمبرداري: رضا رخشان
تدوین: بهروز افخمی
موسيقي: ناصر چشم‌آذر
طراح صحنه و لباس: فرهاد ويلكيجي
طراح چهره‌پردازي: مهري شيرازي
صدابردار: بهمن حيدري و وحيد دوزنده
عكاس: امير عابدي
مجري طرح: جعفر پهلوان‌نشان

......................................................

خلاصه داستان: سهیل جوان متمول و خوشگذران تصادف می‌کند ولی به وسیله سمیه از مرگ نجات پیدا می‌کند.

......................................................

يادداشت: "قرنطینه" اولین ساخته منوچهر هادی در مقام کارگردان است.

......................................................

سال ساخت: 1386

سال اکران: 1387 - (25 اردیبهشت)

فروش: 203 ميليون تومان

 

نیوشا ضیغمی در نمایی از فیلم قرنطینه

 

منوچهر هادي متولد 1351 تهران است. پس از گرفتن ديپلم الکتروتکنيک وارد عرصه هنر شد و کارهاي مختلفي چون ‏بازيگري، دستياري کارگرداني و تدارکات را آزمود. در 1385 اولين فيلمش تلاطم را ساخت و موفق شد تا در همين ‏سال 4 تله فيلم ديگر به نام هاي آخرين روز ماه- تصادف- فرصت هاي فردا و کوچه محجوب، که خود هم نويسندگي و ‏هم کارگرداني آن را بر عهده داشته بود، بسازد. قرنطينه اولين فيلم بلند سينمايي او هم اکنون بر پرده سينماهاي تهران ‏است...

 

حمید گودرزی و نیوشا ضیغمی در نمایی از فیلم قرنطینه

نيوشا ضيغمي متولد سال 1359 در تهران است. وي تحصيلات خود را در رشته روانشناسي كودك و در مقطع كارشناسي در دانشگاه شهيد بهشتي به پايان رساند. در سال 1383 از كلاس هاي بازيگري كانون سينماگران جوان فارغ التحصيل شد و در همان سال انجمن او را براي بازي در سريال «در چشم باد» (مسعود جعفري جوزاني) انتخاب كرد كه نخستين تجربه وي در عرصه بازيگري بود. از ديگر فعاليت هاي او مي توان به حضورش در فيلم هاي تردست، مواجهه، شوريده، گناه من، اخراجي ها، پارك وي، حس پنهان و توفيق اجباري نام برد.

۱ -  اخراجيها 2 (۱۳۸۷)
۲ -  
تلافي (۱۳۸۶)
۳ -  
توفيق اجباري (۱۳۸۶)
۴ -  
قرنطينه (۱۳۸۶)
۵ -  
اخراجيها (۱۳۸۵)
۶ -  
پارك وي (۱۳۸۵)
۷ -  
حس پنهان (۱۳۸۵)
۸ -  
گناه من (۱۳۸۵)
۹ -  
تردست (۱۳۸۳)
۱۰ -  
شوريده (۱۳۸۳)
۱۱ -  
مواجهه (۱۳۸۳)

 

 

فیلم سینمایی "قرنطینه" ساخته منوچهر هادی ملودرامی است که می‌خواهد بر مرز میان گیشه و دغدغه‌های سازنده حرکت کند، اما آنچه ارجحیت پیدا کرده توجه صرف به مخاطب در همه وجوه است.  هادی در اولین ساخته سینمایی‌اش تلاش کرده از زاویه نگاه خود به ملودرام‌های گیشه پسند توجه و وجوه هنری را در کنار اهمیت به مخاطب لحاظ کند. آیا این اتفاق در اولین فیلم او افتاده است؟
فیلم همانطور که کارگردان هم اشاره کرده از سوژه‌ای به شدت کلیشه‌ای و اشک‌انگیز بهره می‌برد و برای رویکردی احتمالاً تازه یا خاص به موضوع انتخابی خود راهکارهایی طراحی کرده که در کنار هم به پیوندی مناسب نرسیده و چون وجوه مجزا یکدیگر را پوشش نمی‌دهند.
فیلمساز در مقطع ابتدایی به شکل گیری رابطه بین دختر و پسر قهرمان قصه می‌پردازد تا یک عشق رویایی را بدون مقدمه بین آنها برقرار کند. شخصیت پسر (حمید گودرزی) به گونه‌ای پرداخته شده که جوانی خوشگذران و درگیر رابطه‌های عاطفی مختلف است و با دیدن دختر جوان (نیوشا ضیغمی) که متفاوت از قشر دخترانی است که می‌شناسد، دل به او می‌بندد.
هر چقدر که نشانه‌های ملموس و آشنا برای شخصیت پردازی پسر جوان به درستی انتخاب شده و کدهای قابل قبول ارائه می‌شود مانند زنگ زدن پیاپی تلفن همراه و ... ، اما همین نکات در مورد دختر کمتر پرداخته شده و در واقع آنچه تفاوت دختر را از اولین برخورد برای پسر مشخص می‌کند، بی جواب باقی می‌ماند.
اختلاف طبقاتی و حرکت بر مسیر کلیشه‌ای دختر فقیر و پسر پولدار نیز یکی دیگر از کلیشه‌های نخ نماست که برای رنگامیزی این رابطه عاطفی طراحی شده و کارکرد آن هم چیزی جز رفتن به سمت ملودرام‌های آشنا و چینش موقعیت‌های قابل پیش‌بینی نیست. این وجه با پرداخت منفی پدر پسر (رضا رویگری) و تکیه بر تنها بودن پسر در خانه‌ای که زنی جوان جایگزین مادر شده، دلایل او را برای دل بستن به دختری از طبقه متفاوت کامل می‌کند.
فیلم تا جایی که قرار است ضربه کاری به مخاطب وارد شده و تغییری در سطح روایتی ایجاد شود، بر مسیری قابل پیش بینی حرکت می‌کند و با تکیه بر عشق زوج قهرمان فیلم بدون توجه به تضادها پیش می‌رود. در این بخش رویکردی سطحی و عام هم به اختلاف طبقاتی وجود دارد که بخصوص در نوع رفتار برادر دختر که درخواست‌های مالی از داماد آینده دارد، برجسته می‌شود که بار طنز احتمالی رفتار بچه گانه او نتوانسته نگاه کهنه به اختلاف طبقاتی را واجد جذابیت و بامزگی کند.
ضربه کلیدی قرار است جایی وارد شود که جواب آزمایش زوج جوان برای ازدواج مشکوک است و در واقع کدی برای بیماری دختر ارائه می‌شود که مقطع بعدی فیلم را به خود اختصاص داده تا به نوعی این عشق امروزی در بوته آزمایش قرار بگیرد. اما از آنجا که طبق یک فرمول آشنا در موقعیت‌هایی که همه چیز خوب و خوش پیش می‌رود، مخاطب انتظار بر هم خوردن این ثبات و آرامش را دارد این اتفاق هم در روند ماجرا قابل پیش بینی است.
از این پس روند داستان به گونه‌ای طراحی شده تا در عین وخیم شدن تدریجی حال دختر، شرایط نیز برای پسر سخت تر شده و فشار مالی او را در موقعیت‌های خاص قرار دهد. موقعیتی که آشکارا تقابل او با پدرش را در پی دارد که سکانس درگیری لفظی آنها در مغازه مبل فروشی پیامد آن است و در ادامه پدر، او را که از گاو صندوق مغازه دزدی کرده به زندان می‌اندازد تا به این رابطه خاتمه دهد.
در این بخش با زندان رفتن پسر شرایطی فراهم می‌شود تا قصه بر بیمارستانی که دختر در آن بستری است متمرکز شود و این بار لحن ملودرام عاطفی فیلم به سمت تلخی و سیاهی بیشتر حرکت کند. بالتبع در این بخش به دلیل بار دراماتیک ضعیف که در ارتباط با خط اصلی قصه وجود دارد، نیاز به طراحی خطوط و شخصیت های فرعی احساس شده است.
در این بخش نویسنده و فیلمساز با آگاهی از عمق تلخی حاکم و صحنه‌هایی که پیشرفت بیماری را در دختر جوان پی می‌گیرد، تصمیم گرفته‌اند طنز را به عنوان راهکار وارد کنند. این تصمیم در اولین گام رضا عطاران را به عنوان یک بیمار وارد فیلم کرده تا با توجه به ظاهر تغییر شکل یافته و حال و هوایی که دارد فضای موجود را بشکند.
هر چند سابقه عطاران در حوزه طنز اولین گزینه برای انتخاب او بوده ولی با توجه به شخصیت پردازی و گریم خاص این کاراکتر انتظارات برای دیدن حضوری متفاوت از وی چندان هم بیراه نیست. ولی واقعیت این است که این بار هم مانند سایر نقش آفرینی‌های عطاران، او را با همان کدها و مولفه‌های آشنای بازیگری در حرف زدن و ... می‌بینیم نه کاراکتری تلفیقی از سابقه وی و پیشینه نقش.
خط عاطفی طراحی شده برای ورود و حضور عطاران در قصه دختر جوان هم به نظر می‌آید با اولین انتخاب‌ها انجام شده و عشق به ظاهر یک طرفه او به دختر بیمار آذری (خاطره حاتمی) با چند بار تکرار، جذابیت لحظه‌ای خود را هم از دست داده و دیگر چیزی برای ارائه باقی نمی‌ماند.
فیلم "قرنطینه" در این بخش برای هر چه به هم پیچیده‌تر کردن کلاف شرایط، خط فرعی‌های متعدد را طراحی کرده که تداخل آنها به نوعی کارکردشان را از بین می‌برد. مانند فروش کلیه توسط مادر دختر (افسانه بایگان) و یا خط فرعی نامادری پسر جوان (شهره سلطانی) که یکباره و بدون مقدمه مانند یک منجی وارد شده و ضمانت پسر جوان را می‌کند تا از زندان آزاد شود، در صورتیکه قبل از آن کدی مبنی بر احتمال متفاوت بودن او ارائه نشده است.
فیلم در بخش پایانی به گونه‌ای همین وجه دوگانه در رویکرد به گیشه و ملودرام را مکمل هم کرده و در عین استفاده از سکانس کلیدی مراسم عروسی که جزء لاینفک فیلم‌های گیشه ای است، با مرگ کاراکتر عطاران و ترسیم فضای تلخ حاکم بر مراسم عروسی در آسایشگاه به زعم خود به مخاطب باج نمی‌دهد. غافل از اینکه جایی به مخاطب و گیشه صرف باج داده که سراغ قصه کلیشه‌ای و موقعیت‌های نخ نما بدون زاویه نگاه تازه و خاص خود رفته و این وجه حتی از مرحله انتخاب بازیگران هم وارد کار شده است. چند فیلم دیگر می‌توانید مثال بزنید که زوج ضیغمی- گودرزی قهرمان اصلی آن بوده اند؟ "گناه من" مهرشاد کارخانی و "تلافی" سعید اسدی که به طور همزمان اکران است نیز از حضور این زوج سینمایی بهره برده‌اند، بدون آنکه "قرنطینه" بتواند تفاوت و لزوم این انتخاب را ویژه کند.

منبع خبر : مهر

 

 منابع

  iranactor   Cinetmag     Cinemaema    sourehcinema

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 14:35  توسط ساغر | 
سلام به دوستان و همراهان خوب و همیشگی  close up

من سحر هستم عضو جدید وبلاگ که افتخار همکاری با دوستان خوبم رو پیدا کردم .

موضوع برنامه این هفته بررسی فیلم چند کیلو خرما برای مراسم تدفین

کارگردان: سامان سالور

بازیگران: محسن طنابنده، نادر فلاح، محسن نامجو، محمود نظرعلیان، حسن رشیدقامت

نویسنده: سامان سالور

تهیه کننده: محمود فلاح، حسین صابری

مدیر فیلمبرداری: تورج اصلانی

تدوین: سامان سالور، علیرضا فارسیجانی

موسیقی: آریا عظیمی نژاد

طراح صحنه و لباس: سامان سالور

صدابردار، صداگذاری و ترکیب صداها: محمدرضا یوسفی

چهره پردازی: فرشته جغتایی

 

خلاصه داستان: صدری و یدی کارگران یک پمپ بنزین قدیمی اند که به علت عوض شدن مسیر جاده اصلی چندی است متروک مانده. یدی که دل در گرو دختری در شهر مجاور دارد در قبال پرداخت مبلغی به پستچی منطقه نامه های عاشقانه اش را به عشق ندیده اش می رساند غافل از اینکه شاید خود پستچی عاشق دختر باشد.

 

یادداشت: این فیلم پس از « ساکنین سرزمین سکوت » دومین ساخته بلند سامان سالور است.

 سامان سالور

  1. كارگردان  : (۳)مورد
    (۱۳۸۰)

۱ -  ترانه تنهايي تهران (۱۳۸۷)
۲ -  چند كيلو خرما براي مراسم تدفين (۱۳۸۴)
۳ -  ساكنين سرزمين سكوت (۱۳۸۲)

  1. نويسنده  : (۳)مورد
    (
    ۱۳۸۰)

۱ -  ترانه تنهايي تهران (۱۳۸۷)
۲ -  چند كيلو خرما براي مراسم تدفين (۱۳۸۴)
۳ -  ساكنين سرزمين سكوت (۱۳۸۲)

«چند كيلو خرما...» چشم‌انداز پرتغالي‌ها را درباره ايران تغيير داد

كارگردان «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» گفت: اين فيلم نماينده شايسته‌اي براي سينماي ايران بود و چشم‌انداز پرتغالي‌ها را درباره كشور ايران و سينماي ايران تغيير داد.

    به گزارش سايت سينمايي سوره، سامان سالور كه صبح امروز از كشور پرتغال و شركت در جشنواره فانچال به تهران بازگشته است، اظهار داشت: متاسفانه به دليل مشغله‌‌ كاري كه داشتم، نتوانستم در جشنواره بمبئي حضور داشته باشم اما وقتي در پرتغال بودم، رئيس جشنواره فانچال خبر موفقيت فيلم و دريافت جايزه بزرگ جشنواره بمبئي را به من داد.
    وي گفت: اين جايزه يكي از معتبرترين جوايز سينمايي بود كه حتي در پرتغال هم عكس‌العمل‌هايي را در بين داوران برانگيخت.شايد يكي از دلايلي كه در جشنواره فانچال، جايزه را به فيلم ديگري دادند، اين بود كه فيلم جايزه معتبري گرفته بود و مي‌خواستند فرصت را به فيلم ديگري بدهند.
    سالور درباره حضورش در جشنواره فانچال گفت: اين جشنواره در جزيره‌اي واقع در جنوب غربي پرتغال و در دل اقيانوس اطلس برگزار شد و در آن، تنها 8 فيلم از كل دنيا و از كشورهاي ايران،يونان، تركيه، فرانسه، سوئيس،برزيل، شيلي، آلمان به بخش مسابقه راه يافتند.
    وي ادامه داد: اين جشنواره سومين دوره خود را پشت سر مي‌گذاشت و در جزاير مادريا (يكي از گران‌ترين جزاير پرتغال) برگزار مي‌شود و برگزاركنندگان اين جشنواره سعي كرده‌اند تا با اين جشنواره شهرتي به‌دست بياورد.
    كارگردان فيلم «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» همچنين افزود: در اختتاميه جشنواره، فيلمي از كشور تركيه با عنوان بوليس ساخته عبدالله گزل جايزه بهترين فيلم مسابقه را به دست آورد.
    وي گفت: فيلم «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» دوبار در جشنواره به نمايش در آمد و كليه داوران، منتقدان و مردمي كه فيلم را ديدند از آن لذت بردند. نكته جالب اين بود كه برخي مخاطبان باور نمي‌كردند كه در ايران برف هم مي‌آيد و فكر مي‌كردند ايران سرزمين كويري است اما فيلم، چشم‌انداز جديدي از ايران به اين دسته مخاطبان داد.
    سالور گفت: خوشحالم كه «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» به عنوان نماينده ايران هم توانست سينماي ايران را معرفي كند و هم بتواند معرف ايران به عنوان كشوري چهار فصل باشد، ضمن اينكه به لحاظ داستان و تم فيلم نيز مخاطب از كار خوششان آمد.
    اين كارگردان در انتها افزود: فيلم «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» در بخش مسابقه هر جشنواره‌اي كه شركت كرده، برنده بوده اما هميشه نمي‌شود، برنده شد. در هر حال خوشحالم كه فيلم در فستيوال‌هاي متعددي حضور موفق داشته است.در واقع جايزه به اندازه بخش ارتباطاتي جشنواره اهميت ندارد، چرا كه سينماي ايران با فيلم آبرومند به لحاظ تكنيك و محتوا به چشنواره‌هاي متعددي مي‌رود و اين حس مثبتي را برمي‌انگيزاند
.

منبع:iranactor

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 17:55  توسط سحر | 
 

عروسک فرنگی

کاری از فرهاد صبا

 

 

کارگردان و مشاور فیلمنامه: فرهاد صبا

تهیه کننده: رسول صدرعاملی

بازیگران: خسرو شکیبایی، پونه حاج محمدی، محمد کاسبی، حسن پورشیرازی، آتیلا پسیانی، اسماعیل شنگله، آزیتا لاچینی

فیلمنامه: اصغر آریان خواه (بر اساس داستانی از آلبادسس پدس)

مدیر فیلمبرداری: مهدی مجد وزیری

تدوین: کیومرث پوراحمد

موسیقی: آریا عظیمی نژاد

طراح صحنه و لباس: فرهاد صبا

طراح چهره پردازی: محمدرضا قومی

صدابردار: جهانگیز میرشکاری

عکاس: شاهرخ گلچین، مقداد شمس الواعظین

تاریخ اکران: اواخر شهریور 1385

 

خلاصه داستان:

شهاب سالک مردی جاافتاده و متین و مشاور موفق حقوقی در موقعیت مناسب شغلی، بی قید و هوس ران در زندگی شخصی، روز و شب، خواسته یا ناخواسته از روی عشق و هوس به مریم می اندیشد. دختری معمومی و ساده که درعین روزمرگی به غایت دست نیافتنی است ...

 

یادداشت:

فیلمبرداری « عروسک فرنگی » اولین فیلم بلند فرهاد صباد فیلمبردار قدیمی و کهنه کار سینمای ایران روز 21 مهرماه در رسالت آغاز شد.

 

 

فرهاد صبا

تاریخ تولد: 1325

...............................................

فوق دیپلم رشته فیلم برداری از مدرسه عالی تلویزیون و سینما در سال 1350.

فعالیت در تلویزیون ملی ایران به عنوان فیلم بردار فیلم های مستند و کوتاه داستانی در سالهای 1350 الی 1352.

شروع فعالیت سینمایی در فیلم « میرنصیر و غول نگون بخت » (بهنام جعفری) به عنوان فیلم بردار در سال 1354.

پل آزادی (1363)

تاتوره (کیومرث پوراحمد - 1363)

پدربزرگ (مجید قاری زاده - 1364)

آلبوم تمبر (کیومرث پوراحمد - 1364)

بی بی چلچله (کیومرث پوراحمد - 1365)

رابطه (پوران درخشنده - 1365)

خانه دوست کجاست؟ (عباس کیارستمی - 1365)

خانه در انتظار (منوچهر عسگری نسب - 1366)

سرزمین آرزوها (مجید قاری زاده - 1366)

سفر عشق (ابوالحسن داودی - 1367)

لنگرگاه (کیومرث پوراحمد - 1367)

گربه آوازه خوان (کامبوزیا پرتوی - 1370)

چکمه (محمدعلی طالبی - 1371)

یکبار برای همیشه (سیروس الوند - 1371)

تیک تاک (محمدعلی طالبی - 1372)

راه افتخار (داریوش فرهنگ - 1372)

سفر (علیرضا رئیسیان - 1373)

نجات یافتگان (تا آخرین نفس) (رسول ملاقلی پور - 1374)

سفر به چزابه (رسول ملاقلی پور - 1374)

کیسه برنج (محمدعلی طالبی - 75/1374)

بید و باد (محمدعلی طالبی - 1377)

شوخی (همایون اسعدیان - 1378)

عشق شیشه ای (رضا حیدرنژاد - 1378)

صنم (رفیع پیتز - 1378)

چتری برای دو نفر (احمد امینی - 1379)

گاهی به آسمان نگاه کن (کمال تبریزی - 1381)

شمعی در باد (پوران درخشنده - 1382)

گاهی واقعی (رامین لباسچی - 1383)

پیشنهاد پنجاه میلیونی (مهدی صباغزاده - 1383)

عروسک فرنگی (فقط کارگردان - 1384)

 

فرهاد صبا كه در مقام فيلمبردار با كارگردانهاي همچون عباس كيارستمي، ناصر تقوايي، كيومرث پوراحمد، محمدعلي طالبي همكاري داشته‌ است و فيلمهاي موفقي همچون "خانه دوست كجاست؟"، "يك بار براي هميشه"، "تيك‌تاك"،"چكمه"، "كيسه برنج"، "كاغذ بي خط"، "تيغ و ابريشم" جلوي دوربين او ساخته شده است، بعد از بيست وچهار سال فعاليت درعرصه‌ي سينما اولين تجربه‌ي كارگرداني‌اش، "عروسك فرنگي" را براكران سينما‌ها دارد.

فرهاد صبا درباره‌ي دغدغه‌ي كارگرداني بعد از سالها فيلمبرداري در سينماي ايران به خبرنگار هنري خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: سال 64 فيلم كوتاه "تار و پود" را با فيلمنامه‌ي از خودم و با همكاري كيومرث پوراحمد كارگرداني كردم و فيلم موفقي بود كه در فرانسه ، آلمان و حتي ايران به عنوان بهترين فيلم كوتاه جايزه گرفت.

وي مي‌گويد: اين فاصله‌ي 20 ساله براي ساخت اولين فيلم بلندم، شايد بتواند گوياي اين موضوع باشد كه واقعاً به اراده دنبال كارگرداني يك فيلم نرفتم.

صبا به ورودش به عالم سينما اشاره مي‌كند: براي بانك مركزي امتحان داده بودم و در همان روزها بود كه تلويزيون يك مركز آموزشي باز كرد و زمانيكه كه به آنجا رفتم، ديدم من بايد فيلمبرداري مي‌خواندم و هم‌اكنون نيز كه به سراغ كارگرداني رفتم خيلي پيش بيني‌نشده و اتفاقي بود. روزي دكتر اصغر آريان‌خواه (نويسنده اين فيلم‌نامه و سرمايه‌گذار عروسك فرنگي) از من خواست اين فيلم‌نامه را بخوانم و پيش از من نيز با كارگردانان مختلفي در سينماي ايران مذاكراتي در اين زمينه داشت اما سرانجام من از فيلم‌نامه خوشم آمد و قبول كردم كار كنم.

وي گفت: فيلم‌نامه "عروسك فرنگي" را چند ماه قبل از اينكه به اجرا برسانم دكوپاژ كردم و حدود 521 پلان شد، يعني اين فيلم را با پلانهايش روي كاغذ ساختم به هرحال چون فيلمبردار بودم، هنگام ساخت فيلم خودم اين دغدغه را داشتم كه اينگونه كار كنم.

صبا ضمن اشاره به داستان "عروسك فرنگي" گفت:هر چه ترس غلظت بيشتري داشته باشد، دوست داشتن كمرنگ‌تر مي‌شود. ولي وقتي ترس كنار برود دوست داشتن وعشق بوجود مي‌آيد و اتفاقاً در فيلم "عروسك فرنگي" بحث بر اين است كه وقتي اين شرايط بوجود مي‌آيد، ما مي‌بينيم آدم‌ها دو چهره‌ هستند، يك چهره مربوط به خودشان است و چهره‌ي ديگر چهره‌ي كاذبي است كه آن را مي‌سازند.

وي درادامه به شرايط ساخت برخي فيلمها در سينماي ايران اشاره مي‌كند و به ايسنا مي‌گويد: يك بيلبورد تبليغاتي براي يكي از فيلمها چندي قبل در شهر نصب شده بود، با اين مضموم كه فلان خواننده در اين فيلم خوانده است، انگار كه تماشاگر مي‌خواهد سي‌دي بخرد! نمي دانم چرا برخي تعريف سينما را كوچك مي كنند. كسي كه مي‌خواهد پول در بياورد مي‌تواند از راههاي ديگر اين كار را بكند چرا از طريق سينما؟ كه هم تعريف آن را ضعيف و هم به آن لطمه مي‌زند! بنابراين دراين شرايط اينقدر ناآگاه نبوديم كه اين فيلم‌نامه را دست بگيريم. ما فكر كرديم هنوز در اين جامعه هستند آدم‌هايي كه به طور جدي به سينما نگاه مي‌كنند.

صبا معتقد است : تعريف سينما يك موضوع تك‌خطي و تك‌بعدي نيست بلكه يك طيف وسيعي را شامل مي‌شود. سينما همراه خودش فرهنگ و هنر را يدك مي‌كشد و درعين حال كه معتقدم سينما مخارج دارد و بايد جذابيت‌هايي هم داشته باشد اما بايد اين جذابيت‌ها را در عمق دادن به آن ايجاد كنيم درحاليكه اين جذابيت‌ها در سطح جستجو مي‌شوند.

وي گفت: فيلم "عروسك فرنگي" با برداشت آزاد از رماني به همين نام از يك نويسنده‌ي ايتاليايي است كه در قرن نوزده ميلادي فوت شده است و آريان خواه درواقع آن رمان را با شرايط جامعه خودمان هماهنگ كرده است.اسم يا بعضي از ديالوگ‌ها و اساسا داستان به سمت ايراني شدن در اين فيلم پيش رفته است.

وي به روند انتخاب بازيگران "عروسك فرنگي" اشاره كرد و گفت: اطمينان داشتم كه انتخاب بازيگر يكي از كار‌هاي اساسي هر كارگرداني است و در اين انتخاب ما مشكل انتخاب دختر رو داشتيم كه هم يك فرد ناشناخته باشد تا بتواند اين دو چهره را در بياورد چون اگر شناخته شده باشد ممكن بود داستان لو مي‌رفت به‌هر حال يك چهره ناآشنا هيچ پيش‌آگاهي به بيننده نمي‌دهد و انتخاب پونه حاج ندايي براي اين نقش انتخاب درستي بود كه ما در يك فراخوان به او رسيديم.

وي درباره‌ي ويژگي نقش شهاب كه توسط خسرو شكيبايي ايفا مي شود، مي‌گويد: در ميان بازيگران ديگر سينماي ايران چهره و فيزيك‌اش بگونه‌اي است كه هم بدجنسي و هم مهربوني و عاطفه در او وجود دارد و مي‌تواند عاشق بشود.

در ادامه‌ي اين گفتگو صبا از زمان اكران "عروسك فرنگي" ناراضي است و درعين حال تاكيد مي‌كند: معقوله پخش و اكران معقوله‌اي اساسي در سينماي ايران است. من دائماً اين 30 سال در كار توليد بودم و متوجه اين شرايط نبودم. همچنين بايد به سينمادار‌ها هم حق داد كه بالاخره به مساله‌اي همچون داستان و چهره كه آيا گيشه‌اش خوب است يا نه؟ توجه كنند.

صبا در ادامه گفت: بايد اين دوستان مسوول ما، شرايط را بگونه‌اي فراهم كنند همانند سياست‌هاي حمايتي نظارتي كه در دوران بهشتي بود - ما هنوز از اعتبار آن دوران مي‌بريم- يعني بخشي وجود داشت كه تشخيص مي‌داد اين فيلم نياز به حمايت دارد يا نه؟ زمانيكه اين حمايتها به سمت فيلم‌هاي سفارشي سوق داده مي‌شود نتيجه‌اش آن‌چيزي است كه هم‌اكنون در بخشي از فيلمهاي سينماي ايران شاهد آن هستيم.

وي در ادامه گفتگو با ايسنا با توجه به اينكه در پايان اين فيلم دختر و پسر به زندان مي‌افتند احتمال داد: عروسك فرنگي‌2 را در ادامه‌ي اين روايت داستاني بسازد.

 

 

 

 "عروسك فرنگي" در مراحل پاياني فيلمبرداري

منابع

http://arosfarangi.blogfa.com

http://www.sourehcinema.com

Cinetmag.com

Cinemaema.com

Iranactor.com

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 21:10  توسط ساغر | 
 

موضوع این هفته کلاهی برای باران ساخته مسعود نوابی

 اکران خصوصی «کلاهی برای باران» با حضور جواد رضویان ٬عطاران ٬ اویسی و... برگزار می شود

کارگردان:  مسعود نوابی

بازيگران: رضا عطاران، جواد رضویان، حدیث فولادوند، مهران غفوریان، فتحعلی اویسی، فلور نظری و ...

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فیلمنامه: فریدون فرهودی
تهیه کننده: سیدمحسن وزیری
مدیر فیلمبرداری: مجتبی رحیمی
تدوین: آرش معیریان
طراح صحنه و لباس: شیرین شازده احمدی
صدابردار: بابک اخوان

......................................................

خلاصه داستان: بر اثر یک اتفاق دزدی با یک دختر جوانی بنام « باران » آشنا و تصمیم به همکاری نموده، اما حوادث روزگار باعث میشود تا ...

......................................................

يادداشت: « کلاهی برای باران » پس از « قلقلک » سومین فیلم سینمایی مسعود نوابی در مقام کارگردان است. نوابی سریال پرمخاطب « دردسر والدین » را در کارنامه دارد. نوابی اولین فیلم بلندش را با نام « سال های بیقراری » در سال 1376 ساخت.

......................................................

سال ساخت: 1385

سال اکران: 1386 - (24 مرداد)

سينماهاي نمايش دهنده: سروش، عصر جدید1، مرکزی1، پیروزی، شهر قشنگ، بلوار، تهران1، کارون2، شاهد، گلریز1، پردیس تماشا3، جی2، دهکده المپیک، میلاد، بهمن2، آستارا، کانون و اریکه2

فروش: 377 ميليون تومان

 جواد رضویان - کلاهی برای باران

 

 

بیوگرافی

رضا عطاران

در سال 1347 در مشهد به دنيا آمد.
• دو خواهر بزرگتر از خود دارد.
• سال 59 وارد حيطه تئاتر شد و از دكتر قطب‌الدين صادقي، مطالب زيادي آموخت.
• گاهي مجسمه سازي مي‌‌كند، نقاش و خطاط ماهري هم است.
• از غرور فاصله دارد.
• تيم فوتبال هنرمندان را پايه‌گذاري كرد، اما بعدها از آن جدا شد.
• عاشق فوتبال است و در بين فوتباليست‌ها با مهرداد ميناوند رفاقت ديرينه‌اي دارد.
• شخصيتي جالب و شوخ دارد.
• از بازيگراني چون شريفي‌نيا، پرويز‌ پرستويي، رضا كيانيان، خسرو شكيبايي و گوهر خيرانديش خوشش مي‌‌آيد.
• مدرك تحصيلي‌اش ليسانس است.
• دوست دارد زماني كه فوتبال بازي مي‌ كند درون دروازه بايستد.
• با ساعت خوش و مجيد دلبندم اوج گرفت.

 

 

 

حدیث فولادوند

تاريخ تولد: 1356

محل تولد: تهران

مليت: ایران

مدرك تحصيلي: فوق دیپلم 

 بخشي از فيلم شناسي:

 

1384  عروس کوهستان ( یوسف سیدمهدوی )  [بازیگر]

1383  شاخه گلی برای عروس ( قدرت الله صلح میرزایی )  [بازیگر]

1383  گاهی واقعی ( رامین لباسچی )  [بازیگر]

1382  کما ( آرش معیریان )  [بازیگر]

1381  تب ( رضا کریمی )  [بازیگر]

1381  غزل ( محمدرضا زهتابی )  [بازیگر]

1380  رز زرد ( داریوش فرهنگ )  [بازیگر]

1380  همکلاس ( سعید خورشیدیان )  [بازیگر]

1379  مارال ( مهدی صباغ زاده )  [بازیگر]

1379  مسافر ری ( داود میرباقری )  [بازیگر]

1378  دست‌ های آلوده ( سیروس الوند )  [بازیگر]

 

منابع

cinetmag.com

Iranactor.com

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 2:38  توسط ساغر | 
 

موضوع این هفته برنامه به فیلم اقلیما ساخته محمدمهدی عسگرپور اختصاص داره

 

 

کارگردان:  محمدمهدی عسگرپور

بازيگران: حسین یاری، پانته آ بهرام، احمد مهرانفر، هنگامه قاضیاتی، شاهرخ فروتنیان، احسان امانی و فرناز رهنما

......................................................

ديگر عوامل و توضیحات بیشتر:

فیلمنامه: محمدرضا گوهری
تهیه کننده: ناصر عنصری
مدیر فیلمبرداری: مرتضی پورصمدی
طراح صحنه و لباس: علی عابدینی
صدا: عباس رستگارپور
عکس: مسعود اشتری

......................................................

خلاصه داستان: زندگی مرفه و آرام سارا و عماد، با بستری شدن عماد در بیمارستان به علت ناراحتی قلبی، از آرامش و سکون خارج می‌شود. از یک سو دغدغه بیماری عماد و از سوی دیگر اتفاقات عجیب و غریبی که در بیمارستان و به ویژه در خانه برای سارا می‌افتد، آرامش روحی و روانی سارا را بهم می‌ریزد. در این میان سارا حس می‌کند علاوه بر موجود غریبی که زندگی و آرامش او را دگرگون کرده، موجود دیگری در درونش در حال شکل‌گیری است.

......................................................

يادداشت: « اقلیما » پس از « قدمگاه » (1382) جدیدترین ساخته محمدمهدی عسگرپور است.

......................................................

سال ساخت: 1385

سال اکران: 1386 - (5 دی)

سينماهاي نمايش دهنده: استقلال، فرهنگ، ایران، شاهد، فلسطین، مرکزی، کانون، تهران، جی و ...

فروش: 110 ميليون تومان

 

 

نام اصلي: حسین

نام خانوادگي اصلي: یاری

سمت (در بخش هاي):  بازیگران،کارگردانی،

تاريخ تولد: 1346

محل تولد: تهران

مليت: ایران

 مدرك تحصيلي: دیپلم 

بخشي از فيلم شناسي:

1385  ميم مثل مادر ( رسول ملاقلی‌پور )  [بازیگر]

1385  اقلیما ( محمد مهدی عسگرپور )  [بازیگر]

1384  شهرآشوب ( یدالله صمدی )  [بازیگر]

1382  معادله ( ابراهیم وحیدزاده )  [بازیگر]

1382  عروس افغان ( ابوالقاسم طالبی )  [بازیگر]

1381  نغمه ( ابوالقاسم طالبی )  [بازیگر]

1379  مریم مقدس ( شهریار بحرانی )  [بازیگر]

1378  بلوغ ( مسعود جعفری جوزانی )  [بازیگر]

1376  پرواز خاموش ( عبدالحسن برزیده )  [بازیگر]

1376  دنیای وارونه ( شهریار بحرانی )  [بازیگر]

1374  سرعت ( محمدحسین لطیفی )  [بازیگر]

1374  آخرین مرحله ( محسن محسنی‌نسب )  [بازیگر]

1373  حمله به اچ 3 ( شهریار بحرانی )  [بازیگر]

1373  منطقه ممنوعه ( رضا جعفری )  [بازیگر]

1372  جای امن ( مجتبی راعی )  [بازیگر]

1371  آتش در خرمن ( سعید حاجی میری )  [بازیگر-منشی صحنه]

1371  گریز ( ناصر مهدی‌پور )  [بازیگر]

1370  هور در آتش ( عزیزالله حمیدنژاد )  [بازیگر]

1369  در مسلخ عشق ( کمال تبریزی )  [بازیگر]

1369  ا منفی ( کریم زرگر احمدرضا گرشاسبی )  [بازیگر]

1363  سرباز کوچک ( سعید بخشعلیان )  [بازیگر]

 

جوايز و انتخابها

 

>>  کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد (نغمه)

[ دوره 21 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1381 ]

.................................................................

>>  برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (بلوغ)

[ دوره 18 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1378 ]

.................................................................

>>  کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد (بلوغ)

[ دوره 1 منتخب سایت ایران اکتور (بهترین های سال) - سال 1380 ]

.................................................................

>>  برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (آخرین مرحله)

[ دوره 14 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1374 ]

 

 

پانته آ بهرام متولد اسفند ماه سال 1348 در تهران است. او در سال 1367 با ورود به مدرسه ي هنر و ادبيات صدا و سيما، در رشته ي بازيگري فعاليت خود را آغاز كرد و در سال 1370 از مدرسه ي هنر و ادبيات فارغ التحصيل شد. سال 1371 در رشته نمايش نويسي در دانشگاه پذيرفته شد و سال 1375 نيز فارغ التحصيل گرديد. او از بدو ورودش به مدرسه هنر و ادبيات در تئاترهاي مختلفي به ايفاي نقش پرداخت و در سينما و تلويزيون نيز فعاليت نمود. بهرام در طول فعاليت خود موفق به اخذ جوايز مختلفي به شرح ذيل شد: 1370- جايزه ي اول بازيگر زن جشنواره ي تئاتر فجر. 1376- جايزه ي سوم بازيگري تئاتر فجر. 1377- جايزه ي اول بازيگري جشنواره ي دفاع مقدس. 1378- جايزه ي اول بازيگري جشنواره ي تئاتر فجر. 1380- جايزه ي دوم بازيگري جشنواره ي تئاتر فجر، جايزه ي اول انجمن منتقدين تئاتر.

۱ -  صندلي خالي (۱۳۸۷)
۲ -  اقليما (۱۳۸۵)
۳ -  
بچه هاي ابدي (۱۳۸۵)
۴ -  
چهارشنبه سوري (۱۳۸۴)
۵ -  
بانوي من (۱۳۸۱)
۶ -  
توكيو بدون توقف (۱۳۸۱)
۷ -  
غوغا (۱۳۸۱)
۸ -  
عينك دودي (۱۳۷۸)
۹ -  
زشت و زيبا (۱۳۷۷)

 

 

 

 

 

 

 

Cinetmag.com

Iranactor.com  

Cinemairan.tk

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 22:40  توسط ساغر | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با درود...

دوستان این وبلاگ متعلق به برنامه Close Up میباشد...
شما عزیزان میتوانید با نظرات خود با ما و برنامه خود در ارتباط باشید...




...........................................
:::: زمان پخش برنامه ::::


بوقت تهران : 00/4 بامداد چهارشنبه ::.

بوقت لس آنجلس : 30/4 بعد از ظهر ::.

بوقت اروپا : 30/1 بامداد چهارشنبه ::.

بوقت نیویورک : 30/7 بعد از ظهر ::.

...
در ضمن Close Up شنبه ها ساعت 30/10 بعد از ظهر به وقت تهران نیز باز پخش دارد .

نوشته های پیشین
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
نویسندگان
امیر قربانی
مهیار بهمنش
ساغر
هاله
ریحانه
سحر
پیوندها
ATV
فرهنگ واژه های سينمائی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar